روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا
گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست .
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم ، انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد ، اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم .
نظرات شما عزیزان:
المیرا 
ساعت0:01---6 شهريور 1392
آفرین. به این میگن حرف گوش کن
nasim 
ساعت22:43---29 مرداد 1392
درسا 
ساعت22:27---29 مرداد 1392
sanaz 
ساعت20:21---29 مرداد 1392
ما گول خوردیم وقتی گفتند “سلام سلامتی می آورد” ؛
ما از همان روز که به عشق گفتیم “سلام” تا به امروز تب کرده ایم !
چه سلامی ؟ چه علیکی ؟ ما جوابی هم از عشق نگرفتیم …
Lisa 
ساعت2:48---27 مرداد 1392
آاااااه ای زمیییییییین دهان بگشاااااا و مرا ببلللللعع!!
mahdie khanoom 
ساعت11:32---26 مرداد 1392
این طاقچه غبار گرفته نفس نمی کشد
کسی ازنامه های بی تمبر خبرنمی گیرد
چراغهاپژمرده اند تایید می کنم!
این خانه متروکه ست حنجره ام رابه حراج گذاشته ام
اما دنیاکر است.....نمی بیند...!
کمی واژه می خواهم برای گلدان ها
تاشوق کنند آری....!!
این خانه متروک است
دراین حوالی بی تو....
|